تلمبه زدن دکتر مامان | نارنج مارکت

براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


به سايت خوش آمديد !



                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » تلمبه زدن دکتر مامان

تلمبه زدن دکتر مامان

تلمبه زدن دکتر مامان
 
‎20 سپتامبر … -بای رفتم ۴پرس کوبیده گرفتم،تو راه برگشت یه شماره ناشناس زنگ زد -الو -الو hotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272560.htmlسلام،آقای دکتر … -بله خودم هستم،شما؟ -من مادر نیوشا هستم،مریض دیشبی … یکم
کیرمو نگه داشتم تا باز شه اما دیدم از کناره کیرم خون داره میاد،خونو با دستمال پاک
کردم،شروع کردم به تلمبه زدن،نرمیه کونش که به بقلای کیرم می خورد خیلی …
 
‎22 سپتامبر … ﻣﻨﻢ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻪ ﺗﻠﻤﺒﻪ ﺯﺩﻥ ﻭ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺳﯿﻨﻪ ﻫﺎﺵ ﻭ ﻣﺎﻟﯿﺪﻧﺸﻮ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﺁﺑﻢ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﯿﺎﺩ ﮐﺸﯿﺪﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﺑﻤﻮ ﺭﯾﺨﺘﻢ ﺭﻭ ﺳﯿﻨﻪ hamlet.blogsky.com/comments/post-196/page/95ﻫﺎﺵ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﺶ ﻣﺎﻟﯿﺪ ﺭﻭ ﺳﯿﻨﻪ ﻫﺎﺵ ﺁﺑﻮ ….. بعد اسرار زیاد و فهمیدم که سینه راستش درد میکنه
بابا همچنان گیر داد که برن دکتر که مامان گفت الان دکتر زن نیست منم برم پیش مرد
چی بگم ، قرص میخورم تا فردا که بابا هم قبول کرد و دوباره برگشتم …
 
‎14 جولای 2010 … برگشتم گفتم هيچ كس جاي تو رو نميگيره گفت الان كه با يكي ديگه خوشي گفتم https://iranaks.wordpress.com/…/داستان-سکس-دکتر-با-زری-جون/اگه ناراحتي تو هم لخت شو گفت نه شوخي كردم خوش باش مامانم خونه تنهاست دارم … شروع
كردم به تلمبه زدن تند تند سرعتمو زياد كردم زري داشت جيغ ميزد يه لحظه تمام كسش
تنگ شد گفت ديگه نزن نگه دار فهميدم ارضا شده ديگه تلمبه نزدم بعد …
 
‎دیگه نمی دونم چی شد فقط تلمبه میزدم و فقط تلمبه میزدم و به مامانم می گفتم مامان دیدی https://www.looti.net/12_1255_73.htmlبلاخری گذاشتم وسط پاهات اونم چشاشو بسته بود و لبشو از لذت گاز می گرفت . بعده
تقریبا ۵ مید برش گشتوندم و دلم خوابوندم کیرمو از پشت گشتم تو کسش اینطور
تند تر می تونستم بزنم وای وای شروع کردم به زدن این صدای برخوردم بهش دیونم می
کرد
 
‎مامان با معرفت. 1390/9/25. سلام اسم من حامد است یه داستان کاملا” واقعی رو واستون https://shahvani.com/dastan/مامان-با-معرفت-میگم. من راستش با خوندن داستانهای سکس خانوادگی نسبت به مادرم حس شهوت پیدا
کرده …. کردن کیرم تو کس مامانی خیلی تنگ نبود ولی داغ داغ بودمشغول تلمبه زدن شدم
ولی دوس داشتم خودشم نگام میکرد که چوری دارم می کنمش، سرعت تلمبه هایم رو بیشتر
کردم …
 
‎12 دسامبر 2012 … ميدونستم اون دكتر مادر قحبه هم كشيك كون مامان و ميكشه واسه همين اون روز عصر رفتم https://shahvani.com/dastan/مامان-پرستاربيمارستان و دوتا بستني هم بردم مامانو طوري كه دكتر هم بشنوه صدا كردم تا … اگه
صدات دربياد به خدا زير شلاق ميكشمت مامانم با عجزو التماس گفت چشم صدام در نمياد
تورو خدا اذيتم نكن، دكتره شروع به تلمبه زدن كرد دو سه تا تلمبه كه زد مامانم …
 
‎31 جولای … دوتا سینش گرفتم تو دستم و فشار میدادم و محکم تلمبه میزدم.خیلی عجیب تنگ بود.https://shahvani.com/…/همه-چی-از-یه-در-کونی-زدن-به-مامانی-شروع-شدوسطای تلمبه زدن سینش ول کردم و افتادم روش و گردنش میخوردم.اونم پاش دور کمرم حلقه
زد و من به خودش تا جایی که توان داشت فشار میداد.یه ده دقیقه ای گذشت تا دوتامون باهم
ارضا شدیم.خواستم بکشم بیرون که پاش فشار داد و نزاشت.یکم که …
 
‎24 ا کتبر 2007 … بعد یکی دو دقیقه که کار ساک زدن مامانم تموم شد آقا محمد رفت سراغ لب و سینه های مامانم https://dastanesexy.wordpress.com/2007/10/24/آقا-محمد-و-مامانم/بعدش رفت پایین پایین تر تا رسید بین پاهای مامانم و اون وقت بود که آه کشیدنای
مامانم شروع شد. دو تا پاهای مامانم رو شونه های آقا محمد بود و سر اونم بین پاهای مامانم. اون
وقت مامانمو با سینه خوابوند رو تخت و با زبون شروع کرد لیسیدن کون …
 
‎1 آگوست 2010 … از جلو مشغول شدم سر کیرم رو به سمت کسش هدایت کردم و آروم واردش کردم جیغ خفیفی https://dastan2012.wordpress.com/…/سکس-با-زن-یه-سپاهی-بسیجی/زد و من آروم شروع کردم به تلمبه زدن. کسه خیلی تنگ و گرمی داشت معلوم بود باهاش زیاد
بازی نشده. کم کم با اخ و اوخش و گفتن تندتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتر جرم
بدههههههههههه. ریتم منم تندتر شد حدود چهار تا پنج دقیقه تلمبه میزدم …
 

سکس با مامانم | داستان سکسی
‎10 جولای 2010 … منم گذاشتم لای پاهاشو شروع کردم به تلمبه زدن خلاصه بعد از چند دقیقه حس کردم تمام https://parsgfx.wordpress.com/2010/07/10/1-6/ماهیچه هام دارن منفجر میشن گفتم مامان چرا دارم اینجوری میشم دیگه منتظرجوابش نشدم
 

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS