براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


به سايت خوش آمديد !



                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » رضا کسمو خورد

رضا کسمو خورد

رضا کسمو خورد
 
‎20 سپتامبر … فشارش پایین بود،بهش گفتم دکمه های بالای مانتوتو باز کن،گوشی رو گذاشتم رو hotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272560.htmlقلبش دستم خورد به سینه های تازه جوونه زدش،داشت لباشو گاز می … نصف کون نیوشا
نمی شد،سرمو بردم لای کونشو سوراخشو لیس زدم،پاهاشو یکم باز کرد،زبونمو گذاشتم
رو کسش،نهال بدجور آآآه ه ه می کشید،لبه های کسشو گاز گرفتم
 
‎20 ژوئن 2013 … آفتاب هم رنگ کونم و ندیده بودسلام من مریم 18 سالمه دیگه وارد جزییات خودم نمیشم فقط https://sextehran587.wordpress.com/2013/06/20/داستان-سکسی/براتون داستانی رو تعریف میکنم که حدود 4ماه پیش اتفاق افتاد 16 سالم ک بود یه
بار با دوستم شیرین رفتیم سینما البته شیرین با دوست پسرش قرار داشت من وقتی
میدیدم که علی(دوست شیرین)چجور قربون صدقه ی…
 
‎12 مارس 2008 … آخه از تولد رضا تا حالا چند سال مي گذره برام سؤال پيش اومد . گفتم زنگ بزنم ازت … آمد https://dastans3x.wordpress.com/2008/…/من-بچه-مي-خوام-قسمت-سوم/تو و به سمت كنتور رفت ، من يه خورده از پشت سر نگاهش كردم ، مونده بودم چكار كنم بهش
نمي خورد كه ازدواج كرده باشه در حياط رو بستم و رفتم طرفش داشت بر مي گشت سمت در
، لبخندي زدم و گفتم : مي شه يه نگاه به اجاق گاز ما بكنيد ؟
 
‎ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﮐﺴﻤﻮ ﻣﮑﯿﺪﻥ . ﺍﻣﯿﻦ ﻧﮕﺎﻡ ﻣﯿﮑﺮﺩﻭ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﺵ ﻧﺎﻟﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ . ﻭ ﺍﻭﻥ ﻣﯿﮕﻔﺖ . ﺟﻮﻭﻭﻭﻥ . ﮐﺲ ﺑﺪﻩ ﻟﯿﻠﯽ tsear.ch/posts/baaghe30iB/270ﺟﻮﻧﻢ . ﺗﻮ ﮐﺲ ﻣﯿﺪﯼ ﻣﻦ ﺣﺎﻝ ﻣﯿﮑﻨﻢ . ﺭﺿﺎ ﻣﺜﻞ ﮐﺲ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﻫﺎ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ ﻭ ﭼﻮﭼﻮﻟﻤﻮ ﻣﯿﻤﮑﯿﺪ ﻭ ﻣﻨﻢ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﯾﻪ ﺧﯿﺎﺭ
ﺩﺍﺩﻡ ﺩﺳﺘﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﺎﻻ !!!! ﺑﮑﻦ ﺗﻮﺵ !!!! ﺷﺎﻫﯿﻦ ﮔﻔﺖ . 3 ﺗﺎ ﮐﯿﺮ ﺍﯾﻨﺠﺎ … ﺷﺎﻫﯿﻨﻢ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﻠﻤﺒﻪ ﻣﯿﺰﺩ ﻭ ﺁﺏ ﻣﻦ
ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﯾﻄﻮﺭﯼ ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻡ ﮐﻪ ﮔﻠﻮﻡ ﺟﺮ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺷﺎﻫﯿﻨﻢ ﺁﺑﺸﻮ ﺭﯾﺨﺖ ﺭﻭﯼ ﮐﺴﻢ . ﮐﯿﺮ ﺭﺿﺎ ﺑﺎﺯ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺎﻡ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻭ
ﺍﻭﻣﺪ ﻭ …
 
‎22 سپتامبر … م گفت الان بخوریم یا بعد از شام ک محمد گفت الان بهتره بعد مامانم رفت و ی خورده خیار hamlet.blogsky.com/comments/post-196/page/95خورد کرد با سه تا لیوان اومد گفتم پس ببینید بخوریم بعد گفت بده من … سریع
دستمو برداشتم که فشار دستشو روی کسم بیشتر کرد بعد دستشو برد زیر شلوارو
شرتمو کسمو تو مشتش فشـــار میداد که من دردم گرفت و آروم گفتم آخ …
 
‎19 نوامبر … مهناز زن رضا برادر زن من خیلی‌ خوشگل بود. توی عروسی‌ لباس نیمه لخت پوشیده بود https://yayasamana.wordpress.com//11/19/مهناز-زن-رضا/که من تا قاچ سینه هاش رو میدیدم. تو مهمونیای فامیل همش چشمم بهش بود ودنبال فرصتی
بودم تا ببینم راهی هست بکنمش یا نه. اون ورضاهمیشه با هم بودن ومن شب عروسی رضا
کلی‌ شوخی‌ کردم باهاش.گفتم نمی…
 
‎25 مه 2011 … منم سوزنو گذاشتم كنارو دستم كردم وسط لمبرهاي كونش و يكم كسشو از لاي لمبراي https://dokhtarone.wordpress.com/2011/…/ماجراي-آمپول-زدن-زن-دايي-3/كونش ماليدم وچند تا ضربه زدم روي باسنش كه مثل ژله تكون مي خورد. بغض توي گلوش
پيچيد و گفت بيشعور منو ول كن. اصلا نمي خوام سوزنم بزني. به حامد و مامانت مي گم.
گفتم خب بگو ميگم خودشو سفت گرفت ترسيدم سوزن بشكنه. خودتو شل …
 
‎لیس نمیزنه که ناگهان کسم سوخت رضا یه دفعه کیرشو کرده بود تو کسم … 2 . سکس aghayeidea.ir/داشت-کسمو-ميليسيد/من وسعید و دوستاش | nimaxxx 17 دسامبر 2011 … … میرفت دهنم،کامرانم بعد از این
 
 

1 . – Pastebin.com
‎28 مه … مامان پاهاشو باز کرده بود وخاله داشت کسشو می خورد. مامانم سینه هاشوچنگ می زد و می کرد تو دهنش و نوکشو گاز می گرفت. بعد خاله میترا انگشتشو کرد تو کس مامان. اونم همش
 

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS